بازآفرینی ضرب المثل توسط مبینا اسدروز
تعداد بازدید از این موضوع : 56500
اعظم شاداب آفلاین
دبیر ادبیات

مشخصات کاربر
شماره کاربر: 1629
ارسال‌ها: 15
تاریخ عضویت: 04 آذر 1393
ارسال: #1
بازآفرینی ضرب المثل توسط مبینا اسدروز

"کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش راه هم فراموش کرد"

کلاغی در جنگلی زندگی می کرد.این کلاغ هیچوقت از کلاغ بودنش احساس رضایت نمی کردودوست داشت پرنده

دیگری آفریده می شد.روزی این کلاغ ماجراجو وکنجکاو در فراز علفزاری که تعدادی کبک در آنجا زندگی می کردند به

پرواز در آمد وچون برای اولین بار این کبک ها را می دید،توجهش به آنها جلب شد.به نظر کلاغ راه رفتن کبک زیبا بود.

مدت های مدیدی به راه رفتن آنها دقت کرد.ناگهان فکری به ذهنش رسید،که شاید این همان زمان وموقعیت

حساسی است که برای او فرا رسیده تا دیگر کلاغ نباشد.بنابراین تصمیم گرفت اول راه رفتن کبک را تقلید کند.

اودر این راه تلاش زیادی کرد ومدت زیادی راهم با کبک ها به سر برد.راه رفتن کبک را آنطور که باید یاد نگرفت ولی

یاد گرفت مثل کبک ها در مواقع خطر سرش را دربرف کند،با پرش های کوتاه جا به جا شود،وخلاصه کبکی زندگی

کند.او سرش را در برف فرو کرد وچون خودش دیگران رانمی دید فکر می کرد دیگران هم او را نمیبینند،که این خود

خیال باطلی بود که کلاغ داستان ما از آن غافل شد.او آنچنان در خیال کبکی خود به سر می برد که زندگی

بسیار اجتماعی خود را فراموش کرد.فراموش کرد که در اوج آسمان ها بال می گشوده و زمین را از زیر با ل ها یش

نظاره گر می شده.فراموش کرد که ترس برایش معنا نداشت.او تمام توانایی ها ،و استعدادهایش را به ورطه

فراموشی سپرد وزمانی به خود آمد که نه کبک شده  بود ونه دیگر کلاغ بود.ما انسانها هم باید بدانیم که خداوند توانای هاو

استعدادهای خاصی را در هر کس نهادینه کرده است.بنابراین هر کس باید بر اساس همین استعداد وتوانایی

به سمت تکامل خود گام بر دارد و به حق خود قانع باشد.

بازآفرینی ضرب المثل توسط مبینا اسدروز-دانش آموز پایه هشتم آموزشگاه کوثر-خارک
27 آذر 1393 04:42 ب.ظ
ارسال پاسخ 


رفتن به سایر بخشهای سایت :

اداره تکنولوژی و گروه های آموزشی استان بوشهر - تلفن : 077133320384